عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

50

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

درآمد بر صفتى كه هرگز چنان نديده بودم ، گفت نام من محمود است و مقام من در آسمان دنيا ، در مقام معلوم خودم بودم ثلثى از شب گذشته كه ندايى شنيدم از طبقات آسمان كه : اى فريشتگان مقربان و روحانيان و كروبيان همه جمع شويد در آسمان چهارم . همه جمع شدند و همچنين سكان مقعد صدق و اهل فراديس اعلى در جنات عدن حاضر گشتند . فرمان آمد كه اى مقربان درگاه و اى خاصگيان پادشاه ! سورهء : هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ برخوانيد . ايشان همه بآواز دلرباى و الحان طرب‌افزاى سورة هل اتى خواندن گرفتند . آن گه درخت طوبى را فرمان آمد كه تو نثار كن بر بهشتها بر تزويج فاطمه زهرا با على مرتضى . و درخت طوبى در بهشت همچون آفتاب است در دنيا ، چون آفتاب در دنيا بالا گرفت هيچ خانه نماند كه از وى شعاع در آن نيفتد ، همچنين در بهشت هيچ قصر و غرفه و درجه‌اى نيست كه از درخت طوبى در آنجا شاخى نيست . پس طوبى بر خود بلرزيد و در بهشت گوهر و مرواريد و حله‌ها باريدن گرفت ، پس فرمان آمد تا منبرى از يك دانه مرواريد سپيد در زير درخت طوبى بنهادند ، فرشته‌اى كه نام وى راحيل است و در هفت طبقه آسمان فرشتهء ازو فصيح‌تر و گوياتر نيست به آن منبر برآمد و خداى را جل جلاله ثنا گفت و بر پيغامبران درود داده آن گه جبّار كائنات خداوند ذو الجلال قادر بر كمال بىواسطه ندا كرد كه : اى جبرئيل و اى ميكائيل شماها دو گواه معرفت فاطمه باشيد و من كه خداوندم ولىّ فاطمه‌ام ، و اى كروبيان و اى روحانيان آسمان شما همه گواه باشيد كه من فاطمهء زهرا را بزنى بعلى مرتضى دادم . آن ساعت كه رب العزة اين ندا كرد ابرى برآمد زبر جنات عدن ، ابرى روشن خوش كه در آن تيرگى و گرفتگى نه - و بوى خوش و جواهر نثار كرد و رضوان و ولدان و حوران بهشت برين نمط نثار كردند . پس رب العزّة مرا بدين بشارت به تو فرستاد يا محمد و گفت : حبيب مرا بشارت ده و با وى بگو كه ما اين عقد در آسمان بستيم تو نيز در زمين ببند . پس مصطفى ( ص ) مهاجر و انصار را